درسنامه آموزشی زیست شناسی (3) کلاس دوازدهم علوم تجربی
فصل اول- گفتار 1: نوکلئیک اسیدها
یکی از پرسشهایی که یافتن جوابی برای آن بیش از پنجاه سال طول کشید، این بود که ژن چیست و از چه ساخته شده است؟
پاسخ این سؤال، به ظاهر شاید ساده باشد ولی برای رسیدن به آن، پژوهشها و آزمایشهای زیادی انجام شد که در حال حاضر هم ادامه دارد.
در این فصل مطالب در قالب زنجیرهای از آزمایشها توضیح داده میشود که نتایج آنها آگاهی ما را از ژن و مولکولهای مرتبط به آن یعنی دِنا $(DNA)$، رِنا $(RNA)$ و پروتئین بیشتر میکند. آشنا شدن با ساختار این مولکول ها مقدمهای است برای فهم بهتر فصلهای دیگر این کتاب. همچنین، در کنار این مباحث با سازوکار مولکولی و چگونگی ذخیره و انتقال اطلاعات وراثتی آشنا میشویم.
هریک از یاختههای بدن ما ویژگیهایی مانند شکل و اندازه دارند. این ویژگیها تحت فرمان هسته هستند. دستورالعملهای هسته در حین تقسیم از یاختهای به یاخته دیگر و در حین تولید مثل از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. اطلاعات و دستورالعمل فعالیتهای یاخته در چه قسمتی از هسته ذخیره میشود؟ قبلاً آموختیم که فامتنها در هسته قرار دارند و در ساختار آنها دِنا و پروتئین مشارکت میکنند. کدام یک از این دو ماده، ذخیره کنندهٔ اطلاعات وراثتی است؟
پاسخ این سؤال مشخص شده است. این ماده دِنا است که به عنوان مادهٔ ذخیره کنندهٔ اطلاعات وراثتی عمل میکند. امّا دانشمندان چگونه به این پاسخ رسیدهاند؟
اطلاعات اولیه در مورد مادهٔ وراثتی از فعالیتها و آزمایشهای باکتری شناسی انگلیسی به نام گریفیت بهدست آمد. او سعی داشت واکسنی برای آنفلوانزا تولید کند. در آن زمان تصور میشد عامل این بیماری، نوعی باکتری به نام استرپتوکوکوس نومونیا است. گریفیت با دو نوع از این باکتری، آزمایشهایی را روی موشها انجام داد. نوع بیماریزای آن که پوشینهدار (کپسولدار) است در موشها سبب سینه پهلو میشود ولی نوع بدون پوشینه آن موشها را بیمار نمیکند (شکل 1).
آزمایشها و نتایج کار گریفیت را در شکل 2 ملاحظه میکنید.
گریفیت مشاهده کرد تزریق باکتریهای پوشینهدار به موش باعث بروز علائم بیماری و مرگ در آنها میشود؛ در حالی که تزریق باکتریهای بدون پوشینه به موشهای مشابه، باعث بروز علائم بیماری نمیشود. او در آزمایش دیگری باکتریهای پوشینهدار کشته شده با گرما را به موشها تزریق و مشاهده کرد که موشها سالم ماندند. گریفیت نتیجه گرفت وجود پوشینه به تنهایی عامل مرگ موشها نیست. سپس مخلوطی از باکتریهای پوشینهدار کشته شده با گرما و زندۀ بدون پوشینه را به موشها تزریق کرد؛ برخلاف انتظار، موشها مُردند! او در بررسی خون و ششهای موشهای مرده، تعداد زیادی باکتریهای پوشینهدار زنده مشاهده کرد. مسلماً باکتریهای مرده، زنده نشدهاند بلکه تعدادی از باکتریهای بدون پوشینه بهنحوی تغییر کرده و پوشینهدار شدهاند.
از نتایج این آزمایشها مشخص شد که مادهٔ وراثتی میتواند به یاختهٔ دیگری منتقل شود ولی ماهیت این ماده و چگونگی انتقال آن مشخص نشد.
عامل اصلی انتقال صفات وراثتی، مولکول دِنا است
عامل مؤثر در انتقال این صفت تا حدود 16 سال بعد از گریفیت همچنان ناشناخته ماند. تا اینکه نتایج کارهای دانشمندی به نام ایوری و همکارانش عامل مؤثر در آن را مشخص کرد. آنها ابتدا از عصارۀ استخراج شده از باکتریهای کشته شدهٔ پوشینهدار استفاده کردند و در آن تمامی پروتئینهای موجود را تخریب کردند. بهنظر شما چگونه این کار انجام شد؟
آنها سپس باقی ماندهٔ محلول را به محیط کشت باکتری فاقد پوشینه اضافه کردند و دیدند که انتقال صفت صورت میگیرد؛ پس میتوان نتیجه گرفت که پروتئین ها مادهٔ وراثتی نیستند.
در آزمایش دیگری عصارۀ استخراج شده از باکتریهای کشته شدۀ پوشینهدار را در یک گریزانه (سانتریفیوژ) با سرعت بالا قرار دادند و مواد آن را بهصورت لایه لایه جدا کردند. با اضافه کردن هریک از لایهها بهصورت جداگانه به محیط کشت باکتری فاقد پوشینه مشاهده کردند که انتقال صفت فقط با لایهای که در آن دِنا وجود دارد انجام میشود.
نتایج این آزمایشها، ایوری و همکارانش را به این نتیجه رساند که عامل اصلی و مؤثر در انتقال صفات، دِنا است. به عبارت سادهتر، دِنا همان ماده وراثتی است. با این حال نتایج بهدست آمده مورد قبول عدهای قرار نگرفت؛ چون در آن زمان بسیاری از دانشمندان بر این باور بودند که پروتئینها ماده وراثتی هستند.
در آزمایشهای دیگری عصارهٔ باکتریهای پوشینهدار را استخراج و آن را به چهار قسمت تقسیم کردند. به هر قسمت، آنزیم تخریب کننده یک گروه از مواد آلی (کربوهیدراتها، پروتئینها، لیپیدها، نوکلئیک اسیدها) را اضافه کردند. سپس هر کدام را به محیط کشت حاوی باکتری بدون پوشینه منتقل و اجازه دادند تا فرصتی برای انتقال صفت و رشد و تکثیر داشته باشند. مشاهده شد که در همهٔ ظروف انتقال صورت میگیرد بهجز ظرفی که حاوی آنزیم تخریب کننده دِنا است.
ساختار نوکلئیک اسیدها
نوکلئیک اسیدها که شامل دئوکسی ریبونوکلئیک اسید (دِنا) و ریبونوکلئیک اسید (رِنا) هستند، همگی بسپارهایی (پلیمرهایی) از واحدهای تکرارشونده به نام نوکلئوتید هستند. با توجه به شکل هر نوکلئوتید شامل سه بخش است: یک قند پنج کربنه، یک باز آلی نیتروژندار و یک تا سه گروه فسفات.
قند پنجکربنه در دِنا، دئوکسیریبوز و در رِنا، ریبوز است. دئوکسیریبوز یک اکسیژن کمتر از ریبوز دارد. باز آلی نیتروژندار میتواند پورین باشد که ساختار دو حلقهای دارد؛ شامل آدنین $(A)$ و گوانین $(G)$ یا میتواند پیریمیدین باشد که ساختار تک حلقهای دارد؛ شامل تیمین $(T)$ سیتوزین $(C)$ و یوراسیل $(U)$. در دِنا باز یوراسیل شرکت ندارد و به جای آن تیمین وجود دارد و در رِنا به جای تیمین، باز یوراسیل وجود دارد.
برای تشکیل یک نوکلئوتید، باز آلی نیتروژندار و گروه یا گروههای فسفات با پیوند اشتراکی (کووالانسی) به دو سمت قند متصل میشوند (شکل 3).
نوکلوتیدها از نظر نوع قند، نوع باز آلی و تعداد گروههای فسفات با یکدیگر تفاوت دارند.
نوکلئوتیدها با نوعی پیوند اشتراکی به نام فسفودی استر به هم متصل میشوند و رشتهٔ پلی نوکلئوتیدی را میسازند. در تشکیل پیوند فسفودی استر، فسفات یک نوکلئوتید به گروه هیدروکسیل $(OH)$ از قند مربوط به نوکلئوتید دیگر متصل میشود (شکل 5). رشتههای پلی نوکلئوتیدی یا به تنهایی نوکلئیک اسید را میسازند، مثل رنا، یا بهصورت دوتایی مقابل هم قرار میگیرند و نوکلئیک اسیدهایی مثل دِنا را میسازند.
بنابراین مولکولهای دِنا از دو رشته پلی نوکلئوتید و مولکولهای رِنا از یک رشته پلی نوکلئوتید تشکیل میشوند (شکل 4).
دو انتهای رشتههای پلی نوکلئوتید نیز میتوانند با پیوند فسفودی استر به هم متصل شوند و نوکلئیک اسید حلقوی را ایجاد کنند؛ برای مثال دِنا در باکتریها بهصورت حلقوی است.
در نوکلئیک اسیدهای خطی گروه فسفات در یک انتها و گروه هیدروکسیل در انتهای دیگر آزاد است؛ بنابراین هر رشتهٔ دِنا و رِنای خطی همیشه دو سر متفاوت دارد (شکل 5).
تلاش برای کشف ساختار مولکولی دِنا
در ابتدا تصور میشد که چهار نوع نوکلئوتید موجود در دِنا به نسبت مساوی در سراسر مولکول توزیع شدهاند. بر این اساس دانشمندان انتظار داشتند که مقدار 4 نوع باز آلی در تمامی مولکولهای دِنا از هر جانداری که بهدست آمده باشد با یکدیگر برابر باشد.
امّا مشاهدات و تحقیقات چارگاف روی دِناهای جانداران نشان داد که مقدار آدنین در دِنا با مقدار تیمین برابر است و مقدار گوانین در آن با مقدار سیتوزین برابری میکند. تحقیقات بعدی دانشمندان دلیل این برابری نوکلئوتیدها را مشخص کرد.
استفاده از پرتو ایکس برای تهیهٔ تصویر از دِنا
ویلکینز و فرانکلین با استفاده از پرتو ایکس از مولکولهای دِنا تصاویری تهیه کردند (شکل 6).
با بررسی این تصاویر در مورد ساختار دِنا نتایجی را بهدست آوردند از جمله اینکه دِنا حالت مارپیچی و بیش از یک رشته دارد. البته با استفاده از این روش ابعاد مولکولها را نیز تشخیص دادند.
مدل مولکولی دِنا
واتسون و کریک با استفاده از نتایج آزمایشهای چارگاف و دادههای حاصل از تصاویر تهیه شده با پرتو ایکس و با استفاده از یافتههای خود، مدل مولکولی نردبان مارپیچ را ساختند که باعث شد در سال 1962 جایزه نوبل را دریافت کنند. نتایج حاصل از این تحقیقات با پژوهشهای امروزی مورد تأیید قرار گرفتهاند.
نکات کلیدی مدل واتسون و کریک
هر مولکول دِنا در حقیقت از دو رشته پلی نوکلئوتیدی ساخته شده است که به دور محوری فرضی پیچیده شده و ساختار مارپیچ دو رشتهای را ایجاد میکند. این مارپیچ اغلب با یک نردبان پیچ خورده مقایسه میشود. ستونهای این نردبان را قند و فسفات و پلهها را بازهای آلی تشکیل میدهند. بین قند یک نوکلئوتید و قند نوکلئوتید مجاور پیوند فسفودی استر، و بین بازهای روبهروی هم پیوند هیدروژنی برقرار است (شکل 8).
پیوندهای هیدروژنی بین بازها، دو رشته دِنا را در مقابل هم نگه میدارد. این پیوندها بین جفت بازها بهصورت اختصاصی تشکیل میشوند. آدنین $(A)$ با تیمین $(T)$ روبهروی همقرار میگیرند و گوانین $(G)$ با سیتوزین $(C)$ جفت میشوند. به این جفت بازها بازهای مکمل میگویند. بین $C$ و $G$ نسبت به $A$ و $T$ پیوند هیدروژنی بیشتری تشکیل میشود.
قرارگیری جفت بازها به این شکل باعث میشود که قطر مولکول دنا در سراسر آن یکسان باشد؛ زیرا یک باز تک حلقهای در مقابل یک باز دو حلقهای قرار میگیرد و باعث پایداری مولکول دنا میشود.
نتیجۀ دیگرِ جفت شدن بازهای مکمل این است که اگرچه دو رشتهٔ یک مولکول دِنا یکسان نیستند، ولی شناسایی ترتیب نوکلئوتیدهای هر کدام میتواند ترتیب نوکلئوتیدهای رشتهٔ دیگر را هم مشخص کند؛ مثلاً اگر ترتیب نوکلئوتیدها در یک رشته $ATGC$ باشد ترتیب نوکلئوتیدها در رشتهٔ مکمل آن باید $TACG$ باشد.
اگرچه هر پیوند هیدروژنی به تنهایی انرژی پیوند کمی دارد، ولی وجود هزاران یا میلیونها نوکلئوتید و برقراری پیوند هیدروژنی بین آنها به مولکول دِنا حالت پایدارتری میدهد. در عین حال، دو رشته دِنا در موقع نیاز هم میتوانند در بعضی نقاط از هم جدا شوند، بدون اینکه پایداری آنها به هم بخورد.
رِنا و انواع آن
گفتیم که نوع دیگری از نوکلئیک اسیدها، رِنا است. مولکول رِنا تک رشتهای است و از روی بخشی از یکی از رشتههای دِنا ساخته میشود. رِناها نقشهای متعددی دارند که به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
رنای پیک $(mRNA)$: اطلاعات را از دِنا به رِناتَنها میرساند. رِناتَن با استفاده از اطلاعات رِنای پیک، پروتئینسازی میکند که در فصل بعد با آن آشنا خواهید شد.
رِنای ناقل $(tRNA)$: آمینواسیدها را برای استفاده در پروتئینسازی به سمت رِناتَنها میبرد.
رِنای رِناتَنی $(rRNA)$: در ساختار رِناتَنها علاوه بر پروتئین، رِنای رِناتَنی نیز شرکت دارد.
علاوه بر این نقشها، رِناها نقش آنزیمی و دخالت در تنظیم بیان ژن نیز دارند.
ژن چیست؟
در طی این گفتار با ساختار دِنا آشنا شدید. طبق آزمایشهای ایوری و همکارانش، اطلاعات وراثتی در دِنا قرار دارد و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند. این اطلاعات در واحدهایی به نام ژن سازماندهی شدهاند. ژن بخشی از مولکول دِنا است که بیان آن میتواند به تولید رِنا یا پلیپپتید بینجامد. اینکه رِنا چگونه دستورالعملهای دِنا را اجرا میکند، در فصلهای آینده با آن آشنا خواهید شد.
دخالت نوکلئوتیدها در واکنشهای سوخت و سازی
نوکلئوتیدها علاوه برشرکت در ساختار دِنا و رِنا نقشهای اساسی دیگری نیز در یاخته برعهده دارند. برای مثال نوکلئوتید آدنیندار $ATP$ (آدنوزینتری فسفات) به عنوان منبع رایج انرژی در یاخته است و یاخته در فعالیتهای مختلف از آن استفاده میکند.
همچنین نوکلئوتیدها در ساختار مولکولهایی وارد میشوند که در فرایندهای فتوسنتز و تنفس یاختهای نقش حامل الکترون را بر عهده دارند. با این مولکولها در فصلهای آینده آشنا خواهید شد.





